صفحه اصلی
يادداشت‌ها چاپ فرستادن به ایمیل

بعضی یادداشت‌هایم را که حدس می‌زنم برای دیگران قابل استفاده باشد، در این قسمت قرار مي‌دهم. و انشاالله دريافت نظرات خلاق تصحيح کننده و تکميل کننده.

به خاطر خودت
  • آیا باید به خاطر خاطری خوبی کرد؟
  • درست عمل کردن مگه مناسبت می‌خواد؟
  • چه کسی نزدیکتر از خودت؟ به خاطرخودت خوب باش و خوبی کن؛
  • در این صورت از فرصتی که داری استفاده کردی و مزدِشَم می‌گیری؛
  • چه طرف بفهمه، چه نفهمه؛ چه عملکردش درست باشه، چه نباشه.
لجنزار
  • نمیشه توی لجنزار رفت و کثیف نشد.
نابينا و Web
  • قرار نیست توی Web هم یک نفر نابینا را این طرف آن طرف ببرد، یا بکشد. خودش باید ببیند و انتخاب کند که کجا برود.
نمونه‌سازي
  • تنها موردی که بدون داشتن جواب‌های کامل، پیاده‌سازی توجیه داره، همین نمونه‌سازیه
  • تو نمونه‌سازی به نوعی کل کار داره کوچیک و ساده میشه؛ مثلاً:
    • کار روی زیر مجموعه‌‌ی محدودی از خواسته‌ها
    • پیاده‌سازی بخشی از قابلیت‌ها
    • ظاهری از محصول نهایی
  • از اهداف متداول نمونه‌سازی:
    • شناخت بهتر مسأله
    • دریافت دقیق خواسته‌ها
    • ایجاد دید مشترک با دیگر افراد ذینفع
    • آزمایش تناسب ابزار
    • آزمایش تناسب روش‌های مورد استفاده
    • نشون دادن توان اجرایی همکارا، به خودشون و به کارفرما
  • حواست باشه که نمونه‌سازی هم نفی کننده‌ي ضرورت پاسخ‌گویی به سؤالات صفحه‌ي قبل نیس. برعکس، در جهت رسیدن به اونهاس
سؤالات قبل از پياده‌سازي
  • بهتره قبل از هر گونه پیاده‌سازی، سؤالات زیرو مرور کنی و مطمئن بشی که جواب روشن و مثبتی داری:
    • آیا درک روشنی از موضوع و مسأله داری؟
    • آیا به خوبی می‌دونی دنبال چی هستی؟
      • اینکه حاصل اجرا چه نقشی باید داشته باشه؟
      • اینکه در روند پیاده‌سازی چه شرط‌ها، محدودیت‌ها یا کیفیت‌هایی باید برآورده بشن؟
    • آیا برای این پیاده‌سازی طرح‌های مشخص داري؟
    • آیا برنامه‌ي زمانی مشخص داری؟
    • آیا تناسب این طرح و برنامه‌ي انتخاب شده با خواسته‌ها ارزیابی شده؟
  • اگر برای این سؤال‌ها جواب قانع کننده نداری، بهتره برگردی عقب
  • نگو پروژه‌ي من همین الان هم عقبه. برای پروژه‌هایی که با تأخیر روبرو هستند،
    • این برگشت به عقب واجب‌تره
    • چون فرصتی برای سعی و خطا نیس
  • پیاده‌سازی زودرس یک اشتباه متداوله جَوون‌تراست
    • ضرب‌المثل «گز نکرده پاره کردن»
اهميت
  • موضوعات به اندازه‌ای که تو ذهن و فکرمون بهشون بها می‌دیم، برای ما مهم می‌شن.
  • خیلی وقتا اصلاً لازم نیست کار خاصی بکنیم؛ یا خودمونو ناراحت کنیم؛
  • برای اون چیزهایی که خیلی ازش ناراحتی، واقعاً این قدر بها دادن لازمه؟
  • میشه دوباره فکر کرد.
رابطه با خودت
  • شماتت موقوف؛ بد و بیراه گفتن موقوف؛
  • خودتو تحویل بگیر؛ خودتو قبول داشته باش؛ تو عزیزی؛
  • هر کاری که به عزت تو لطمه میزنه، نکن. خودت حس می‌کنی؛
  • اگه گفتی، عمل کن؛ حتی اگه هیشکی نباشه خودت که هستی، ضمیرت که هس؛
  • بی قانونی، خلاف نکن؛ بحث اشتباه نیس. اشتباه پیش میاد، غلط نکن! که بدونی اشتباهه و انجام بدی؛
  • تمیز، مرتب، سروقت، خوش تیپ؛ با تریپی که قبولش داری، دوست داری؛
  • چرا چراهای انتقادی رو بریز دور؛
  • مقصر دونستن این و اون رو بنداز دور؛
  • چطور چطورهای راه حل جو رو زیادش کن؛ این همونجاهایی که باید مهندسی بکنی؛
  • دروغ گفتن موقوف؛
  • برای انجام کارهای خودت، برای خودت مهلت زمانی بذار و واقعاً رعایت کن؛
  • ضابطه مند؛ مهندس مآب: با تحلیل، با طرح و نقشه، با ارزیابی؛
  • مدیر مآب؛ مثل مدیر توانا، دانا و بخشنده؛
  • هر جا تونستی ببخش؛ اگه کسایی که ازشون ناراحتی ببخشی، خودت راحت می‌شی؛
  • نصفه کاره‌هارو تمومش کن (اگه تونستی به فصل پایان‌دهی سر بزن).
تولید و فروش: باهم
  • فکر و طراحی تولید، بدون فکر و طراحی فروش، یک اشتباه قطعی است.
كاهش هزينه‌ها و انتخاب
  • مهمترین عامل تأثیرگذار در هزینه‌ها، آدم‌ها و تصمیم‌ها و عملکردشونه
  • با انتخاب درست و مناسب آدم‌ها عملاً هزینه‌ها رو به جا و حداقل کن:
    • نه اینکه تو چیزی گفته باشی یا تلاش خاصی کرده باشی
    • او خودش رعایت می‌کنه
    • ضمن اینکه او تولید مشکل نمی‌کنه و در مدیریت و مقابله با خطرها هم عالی عمل می‌کنه؛ و به این ترتیب هم هزینه‌ها کمتر و به جا میشن
پادويي: كلاس آموزشي!
  • پادویی یعنی حضور در متن بازار کار، تولید و فروش
  • یعنی دیدن واقعیت‌ها؛ به خصوص هزینه و درآمد
  • یعنی آشنا شدن با بعضی از راه حل‌ها
  • پادویی یک کلاس آموزشی بزرگه
  • حداقل به اندازه‌ي کلاس‌های حتی دانشگاهی تو ارزش داره
  • بنابراین در شروع کارِت فکر عنوان سازمانی و مبلغ حقوقت نباش.
  • در عوض ببین کجا می‌تونی کار کنی که بیشتر و واقعی تر بازارت رو، مشتری های بالقوه خودتو، آداب تعامل در این بازارو و خیلی چیزهای دیگه رو یاد بگیری
  • و واقعاً کار کن،
    • حرف‌ها و کارهارو بقاپ،
    • به گوش باش
    • و هر از گاهی در زمان مناسب از استادکارها بپرس؛
    • بِهِت می‌گن!
بازار فروش تو كجاست؟
  • تقریباً همه جا می‌تونی خرج کنی.
  • اما کجا می‌تونی در بیاری؟ من اسم این جا رو بازار تو می‌ذارم.
  • بازار تو جائیه که محصولات تو یا خدمات تو خریدار داره.
  • بدون این بازار، تو باید از جیبت بخوری یا در واقع از جیب یکی دیگه بخوری!
    • اما تا کی می‌تونه ادامه داشته باشه؟
    • معمولاً منبع اصلی محدودیت داره؛
    • و حس خوبی هم به آدم نمی‌ده.
  • برای قدیمی‌ها، این حس کار کردن، فروش داشتن و پول در آوردن خیلی زود (7-8 سالگی) مطرح می شد. اصلاً بخشی از زندگی بود.
  • حالا حتی برای خیلی از دانشجوها، نگاه اقتصادی به تولید وجود نداره یا کم رنگه
  • بعد از فارغ التحصیلی، سردرگمی در بازار کار، یک مسأله‌ي متداوله چرا که:
    • درس خوندن، قبل از پول درآوردن دیده شده
    • درس خوندن، برای کار و محصول و خدمت و کسب درآمد کمتر دیده شده
  • پادویی در محیط کار تخصصی، به نظرم خیلی ارزش داره
تشكر
  • گفت: اصلاً نمی‌دونه تشکر چی هست.
  • گفتم: مگه به خاطر تشکرش کردی؟
  • گفت: نه . . . ولی.
  • گفتم: تو از فرصت خدمتی که داشتی استفاده کردی و مزدت رو هم گرفتی، خرابش نکن.
پرهيز كردن

پرهیز کردن یعنی:

1. دانستن درست و غلط / باید و نباید

2. داشتن معیار برای تشخیص درست از غلط / باید از نباید

3. عمل درست براساس این معیار

دو نکته اول نقش ابزار کنترل درستی (Validity check tool) را ایفا می‌کنند.

برای انتخاب بین گزینه‌ها
  • می‌تونی یک جدول درست کنی:
    • یک طرف گزینه‌ها
    • یک طرف معیارها
    • اگه بعضی معیارها برات بیشتر اهمیت داره، می‌تونی بهش ضریب بدی
  • حالا آگاهانه نمره بده و جدول رو پر کن
  • و در ستون آخر جمع بندی
  • اگه لازم بود، با اضافه کردن معیار می‌تونی به جواب انحصاری برسی
بزرگترين سرمايه گذاري
  • جلب حمایت آدم‌ها، بزرگترین ذخیره و سرمایه گذاری زندگیه
توان و خواست
  • واقعاً می‌تونی توانت رو افزایش بدی، با:
    • خواست عملی
    • باور عالی
    • و روحیه
كل كار
  • کار تو مدیریت دانشه؛ همین.
  • Your job is knowledge management; that’s all
بدترين مديريت خطر
  • بدترین مدیریت خطر، ضربه خوردن از چیزیه که اساساً در فهرست خطرهات ندیدی و در نتیجه کاری هم براش نکردی. حالا دیگه با یه بحران یا حتی فاجعه روبرو هستی.
  • ندیدن نارضایتی، یک مثال متداوله.
چيكار مي‌كني؟
  • گاهی از خودت بپرس: می‌دونی داری چیکار می‌کنی؟ این همون کاریه که می‌خواستی بکنی؟
قابل استفاده
  • می‌خواست ثابت کنه که درسته. گفتم اول نشون بده که برام قابل استفاده است.
انتقال آگاهی یا نصیحت؟
  • انتظار داشت که فقط حرفاشو گوش بدم. ولی نصیحت کرده بودم.
  • درست و غلط‌هایی را گفته بودم که مثل روز برام روشن بود. ولی ناراحت شده بود.
  • شرایط انتقال آگاهی رو ندیده، یا فراهم نکرده بودم.
مديريت و مهندسي
  • مدیریت روی اجرا(ی آنچه که هست) تکیه داره.
  • مهندسی روی چگونگی شدن‌ها تکیه داره.
فرصت
  • قدر فرصت‌ها رو بدون. بدون فرصت‌ها، داشته‌ها با نداشته‌ها چندان تفاوتی ندارند.
  • مثلاً اگر فرصت خرج کردن نباشه، دارایی معنی نداره.
  • فرصت‌ها از منابع مهم هستند.
باور غلط
  • امان از وقتی که فرد، کار (آگاهی) غلطی رو به عنوان کار(آگاهی) درست، باور داشته باشه. به این راحتی نمی‌شه کاریش کرد.
  • شاید ارائه‌ي دلایل، از منظر او، در خلوت، برای دراز مدت، اثر بکنه.
  • من و تو چی؟ گیر باور غلط نیستیم؟
مديريت و مهندسي
  • در هر زمان مسؤلیت‌هایی به عهده‌ي توست. همزمان، منابعی هم هست که می‌تونی به نوعی، از اونها استفاده کنی.
  • سؤالات متعددی مطرح میشه؟
    • چه مسؤلیتی؟
    • چه موقع؟
    • با چه منابعی ( مثل بودجه، افراد، ابزار)؟
    • چطوری؟
    • کجا؟
    • چرا؟ که می‌تونه روی هرچی، از جمله روی جواب‌ها، مطرح بشه.
  • برای انجام مسؤلیت نیاز به مدیریت داری:
    • برای انتخاب فعالیت‌ها و منابع
    • برای تشخیص اهمیت‌ها و الویت‌ها
    • برای انتساب منابع به نیازها
    • برای کنترل منابع و هدایت فعالیت‌ها
  • برای انجام مسؤلیت نیاز به مهندسی داری:
    • برای این که نظام‌مند عمل کنی
    • برای این که درست عمل کنی
    • برای این که استفاده از منابع و روش‌ها رو علمی و درست کنی
    • برای این که شدن‌ها را طراحی و پیاده‌سازی کنی
  • جالب اینجاست که:
    • برای انجام صحیح هر عمل مدیریتی نیاز به استفاده از روش‌های مهندسی هست.
    • برای انجام صحیح هر عمل مهندسی، نیاز به استفاده از روش‌های مدیریتی هست.
  • قبلاً هم داشتیم که:
    • مدیریت را باید مهندسی کرد و
    • مهندسی را مدیریت کرد.
  • آگاهی‌ها مهمترین ابزار پاسخ‌گویی هستن؛ که اون هم نیاز به مدیریت و مهندسی داره.
عمل
  • اگر می‌دونی و به کار نمی‌بری، در واقع نمی‌دونی.
مجوز
  • اشتباه هیشگی، مجوز اشتباه تو نیست.
محيط خوب
  • محیطی برای کار یا زندگی خوبه که برای جمع افرادش شرایط رشد فراهم باشه. مثلاً، هم محیط رشد بچه‌ها و هم والدین در خانواده.
ذهن و پردازنده
  • پردازنده‌ي کامپیوتر در هر لحظه مشغول انجام یکی از موارد زیره:
    • اجرای یک فرایند (وظیفه) مشخص، مثل اجرای Word
    • اجرای یک روتین خدماتی وققه،
    • اجرای هماهنگ‌کننده (مدیر فرایندها).
  • عملاً تخصیص وقت پردازنده به یک وظیفه‌ي دیگه، تنها پیرو وقفه و تصمیم‌گیری هماهنگ کننده، می‌تونه اتفاق بیفته. خلاصه روال کاملاً مشخصی داره.
  • اما ذهن این طور نیست. مثلاً ظاهرا داری گوش میدی، ولی عملاً جای دیگه‌ای هستی.
  • به نظرم اینکه بتونی با خواست خودت، فقط روی یک موضوع متمرکز باشی، قابلیت مهمی داری، که تو رو خیلی مؤثرتر می‌کنه.

معيار ارزيابي
  • مخاطب تو با معیارها و روال خودش تو رو ارزیابی می‌کنه.
  • پس اگر این مخاطب یا ارزیابیش به نحوی برات مهمه، باید معیارها و روال ارزیابیش رو بشناسی و شاید مطابق اونها کارت رو عرضه کنی.
همخواني
  • در هر ارائه‌ای، همخوانی (consistency) یک اصل است.
  • ناهمخوانی (inconsistency) یک عامل اصلی ایجاد بی‌اعتمادی است.
  • برای من کسی که رفتارش همخوانی ندارد، قابل اعتماد نیست.
انتخاب
  • اگر هندونه هم می‌خری، از جایی بخر که بارش خوب باشه.
خودت رو محروم نكن
  • حتی یک لحظه هم فکرنکن که می‌دونی و به دونستن بیشتر احتیاج نداری.
  • فکر نکن که به دلیلی بالاتر از اونی و ازش یاد نگیری. خودت ببشتر عقب می‌افتی. ضمن این که همین هم غروره.
زيادي نرس
  • وقتی به یه چیزی زیادی میرسی، به این معنیه که به بعضی چیزها کم می‌رسی، یا نمی‌رسی. حواست باشه.
باد!
  • مواظب باش باد غرور نگیردت.
  • مخصوصاً مواظب تعریف‌های به حق باش.
  • در مدیریت و مهندسی دانش، غرور یک خطر(risk) جدی است.
درخواست نامربوط
  • سعی کن در مقابل درخواست نامربوط هم عملکرد مربوط و کمک کننده داشته باشی. سعی کن. انشاالله می‌تونی.
  • نرم افزار صحیح درمقابل ورودی‌ها، چه درست و چه غلط، باید درست جواب بده. حتی خطای کاربر و چه باید کرد را به او باید بگه!
  • برای همین داده‌های آزمایش به دو دسته داده‌های صحیح وناصحیح تقسیم می‌شوند.
قدر درخواست
  • اگر درخواستی نباشه، بهترین محصولات و خدمات هم عملاً بی‌معنی می‌شه.
  • بنابراین:
    • هم قدر درخواست‌ها و درخواست کنندگان رو بدون،
    • و هم برای برای افزایش اونها واقعاً فکر و کار کن.
مقابله با نارضايتي 3
  • اگر از همسرت (یا هر کس دیگه‌ای که برات مهمه) ناراضی هستی، ببین راهی وجود داره که او رو راضی‌تر کنی؟ هرکاری می‌تونی بکن.
مقابله با نارضايتي 2
  • نارضایتی به شکل‌های مختلف و بین انواع مختلف افراد سرایت و گسترش می‌یابد. بنابراین خیلی از آنها، خود معلول هستند. کار علمی (بدون حب و بغض) برای شناسایی و مدیریت علت‌های اصلی قطعاً ضروری‌تر و اثر بخش‌تر است.
  • بهتره ازخودت، تیم کاریت و روش‌های خودت شروع کنی.
مقابله با نارضايتي 1
  • برای مؤسسه‌ای مثل دانشگاه یا تولیدکننده‌ي نرم‌افزار، که کارش متکی بر آگاهی است، نارضایتی نیروها یک خطر (risk) مهم وجدی است. خیلی سریع هم به دیگر افراد (چه کاربر، صاحبکار وغیره) سرایت می‌کند. بهتر است به صورت علمی دلایل نارضایتی شناسایی و به درستی مدیریت شود.
پيشنهاد 2
  • در مقابل پیشنهاد دهنده جبهه نگیر؛ دفعی برخورد نکن؛ حتی اگر پیشنهاد قدیمی، نامربوط یا غلط باشه.
  • حداقل به خاطر این که محیط اظهار نظر و مشارکت رو شاداب و پر رونق نگهداری.
  • پیشنهاد یک سازو کار صریح انتقال آگاهی است.
پيشنهاد 1
  • مستقل از کیفیت پیشنهاد، به هرحال از پیشنهاد دهنده تشکر کن. حداقل به خاطر:
    • توجهی که داشته و انرژی که گذاشته،
    • خود را سهیم دانسته،
    • و مخصوصاً به خاطر زمینه‌سازی برای دریافت پیشنهادهای دیگر.
به زوج‌ها
  • هر حقی برای خودت قائلی، برای همسرت هم قائل باش.
  • وقتی ازش ناراحتی، باهاش حرف بزن.

مردم‌داری و مدیریت دانش

  • کلید مدیریت بخش بسیار بزرگی از آگاهی مورد نیاز تو، مردم داریه. چون اون آگاهی‌ها رو اون مردم در اختیار دارند.
مهندسی مدیریت یعنی چی؟
  • مهندسی مدیریت یعنی نظام مند بودن مدیریت. یعنی برای فعالیت‌ها:
    • داشتن تحلیل و تشخیص و تعیین خواسته‌ها ( خواسته‌های مشخص) و آزمایش آن
    • داشتن تحلیل و طراحی ( داشتن مدل و طرح و برنامه‌ي مشخص برای حل مسأله) و آزمایش آن
    • پیاده‌سازی طرح و آزمایش درستی انجام
    • نگهداری ( تشخیص و رفع خطا، بهبود و تغییر) در طول زمان
    • به کارگیری روش‌های افزایش بهره‌وری:
  • داشتن دامنه‌ي فعالیت مشخص
  • داشتن خط‌های تولید و کار مشخص
    • داشتن معماری و اهداف و استراتژی مشخص، که همخوانی فعالیت‌ها را موجب شود.
مهندسي و مديريت
  • مهندسی را باید مدیریت کرد و مدیریت را باید مهندسی کرد.
دوبار
  • تذکر و نصیحت، یه بار، دو بار. بعدش جز ملال چیزی نیست. چه برای شنونده، چه برای گوینده.
قابليت اعتماد
  • برای من کسی که گفته‌هاش با واقع یا عملش نمی‌خونه، قابل اعتماد نیست.
مطابق قرار
  • قولی بده که خودت هم بخواهی و بتونی انجامش بدی.
  • اگر زمان تعیین کردی بهش عمل کن.
  • مهم نیست که دیرتر قرار بگذاری. مهم اینه که مطابق قرار عمل کنی.
يك سؤال
  • چگونه از محصولات متداول خود، قطعه (component) های بیشتری تولید کنیم؟
يك ابزار
  • نرم افزار مجانی interclue با نصب و یادگیری چند دقیقه‌ای، کار با وب رو خیلی کارآمدتر می‌کنه: کلیک کردن‌های کمتر، دریافت محتوای بیشتر و در عین حال دریافت فراداده (meta data) در مورد صفحات مورد نظر.
صرفه جويي؟!!
  • برای صرفه جویی در هزینه، مقدمه نویسنده، فهرست و نمایه‌ي کتاب را کپی نکرده بود. ( مستقل از داستان حقوق ). به این ترتیب عملاً بخش‌های اصلی حاوی آگاهی‌های کنترلی از کتاب را رها کرده بود!
منبع آگاهي كنترلي
  • آدم‌های مسن و خبره پر از آگاهی‌های کنترلی هستند.
  • اگر مشورت کنی، ضرر نمی‌کنی. البته تصمیم رو خودت باید بگیری.
آگاهي كنترلي
  • بعضی از آگاهی‌ها، نحوه‌ي استفاده از دانسته‌ها و عملکرد ما رو مشخص می‌کنند. به اینها آگاهی کنترلی (control knowledge) گفته می‌شه. مثلاً: " تنها به 7 سؤال از 9 سؤال جواب دهید" مثلاً: "تمام حرف‌های طراحی واسط کاربر نرم‌افزار، در ارتباطات انسانی قابل استفاده ست".
  • این آگاهی‌های کنترلی معمولاً از آگاهی‌های معمولی، بالاتر و مهم‌تر هستن. بخصوص در مدیریت بهتر دانش خیلی تأثیر گذارن.
  • بهتره روی کسب و به ویژه استفاده از آگاهی‌های کنترلی حساس باشی.
اگر کاری رو که ازت خواسته شده نفهمیدی
  • اگر کاری رو که ازت خواسته شده نفهمیدی، حتماً بپرس. بخصوص از خود صاحب‌کار بپرس. وگرنه، چه کاری انجام بدی یا ندی، بعیده که بتونی صاحبکار رو راضی کنی.
  • یک راه ساده برای اطمینان از درک درست، تکرار خواسته توسط فرد مقابله. این را teach back میگویند.
نگهداري روابط با خودماني‌ها
  • برخلاف تصور عمومی، نگهداری روابط با خودمانی‌ها، بسیار ضروری‌تر، مهم‌تر و گاهی دشوارتر است.
  • چیری که کار را ساده می‌کند صداقت و خلوص در ارتباط است.
نگهداري روابط
  • در نگهداری (maintenance) یک سیستم، کشف و رفع خطا، تغییر و بهبود همواره مورد توجه است.
  • به نظرم ضرورت نگهداری، بسیار فراگیرتر است و نگهداری موضوعات مختلف، از جمله نگهداری سلامت، رفتار، و به ویژه روابط ما با دیگران را نیز شامل می‌شود.
  • طبیعی است که نگهداری نیاز به تلاش، زمان و هزینه دارد.
حاشيه بزن
  • برای مقاله‌ها یا کتاب‌هایی که می‌خونی حاشیه بزن (annotate). مخصوصاً جمع‌بندی‌ها یا نکات مهمی که دریافت می‌کنی را به زبون خودت یادداشت کن.
  • امکان note از نرم افزار Zotero جای خوبی برای این یادداشت‌هاست.
  • این یادداشت‌ها مبنای اصلی استفاده خواهد بود. مثلاً برای یک دانشجو، این یادداشت‌ها می‌تونه جملاتی از پایان نامه بشه.
مقابله با حيرت
  • هر چی ناشناخته‌ها و در نتبجه حیرت بیشتر باشه، باید نظام‌مندتر عمل کنی.
  • کار نظام‌مند، یک ابزار اصلی مقابله ست.
  • مثلاً حرف‌های مهندسی نرم‌افزار رو واقعاً به کار ببر.
چه كاري؟
  • کاری بکن که:
    • مخاطبات (از جمله، خودت ) بخوان
    • و به علاوه در محدوده کاری تو، و در یکی از خطوط تولید تو باشه
تصميم خودت
  • تصمیم‌های مهم زندگیت رو خودت بگیر، به این ترتیب
    • اگر درست باشه واقعاً لذت می‌بری
    • و اگر اشتباه باشه، عواقبش قابل تحمل‌تره
ول كن تا ول كنم!
  • ایشون منتظره که اوشون معذرت خواهی کنه و اوشون منتظره که ایشون. هیچ کدوم کوتا نمی‌یان.
  • بدیش اینه که:
    • بعضی کارها به دلیل همین شرایط، رو هوا مونده و پیش نمیره،
    • و تمام منابع درگیر هم عملاً بی‌کار و معطله؛ از جمله ذهنیت این دو بزرگوار،
    • نکته بدتر امکان گسترش این شرایطه.
  • یک راه حل ساده و سریع، قطع حلقه انتظاره:
    • با بخشش (منظورم دقیقاً بخشیدن هست نه گذشت).
    • با پایان‌دهی.
  • توجه کن که داستان ول کن تا ول کنم می‌تونه در امور مختلف یک نفر باشه. مثلاً درس و سربازی و ازدواج گیر همدیگه باشند.
  • سیستم عامل برای حل این مسأله (بن بست)، کلی حرف داره که فعلاً واردش نمی‌شم.
گذشت يا بخشش؟
  • وقتی گذشت می‌کنی، یعنی حقی برای خودت قائل هستی، اما فعلاً ادعا نمی‌کنی،
  • وفتی بخشش می‌کنی، یعنی اساساً دیگه حقی برای خودت قائل نیستی. ادعا کردن بعدی هم مطرح نمیشه.
  • من با بخشش موافقم. حداقل اینکه خودت خلاص می‌شی.
  • من با گذشت موافق نیستم. به خصوص در مسائل خانواده. هر گذشت یعنی یک توقع. و کاسه توقع هم بالاخره پر میشه.
معيار و انتخاب
  • انتظار داشت بهش بگم این کارو بکن، اون کارو بکن،
  • من معیار می‌دادم و می‌دم و انتظار داشتم و دارم که خودش انتخاب (کردن رو تمرین) کنه.
عنوان و عمل
  • بعضی عنوان مهندس را دارند ولی کار به سامان (مهندسی) نمی‌کنند
  • و کسانی هم هستند که عنوان مهندس ندارند، و حتی بی‌سواد هستند، ولی به خوبی کار با سامان و مهندسی می‌کنند.
  • انحام کار به سامان،
    • مرد و زن ندارد؛
    • پیرو جوان ندارد؛
    • خانه‌دار و کاسب و کارگر ندارد؛
    • رشته دانشگاهی الف یا ب ندارد؛
    • عنوان مهندس و دکتر و استاد و استاندار ندارد،
    • در خانه، در مدرسه، در بازار و در اداره ندارد.
  • می‌شود به سامان (مهندسی) کار و زندگی کرد. انشاالله.
انتخاب منطقي
  • در انتخاب کردن باید منطقی بود، نه احساساتی. مخصوصاً انتخاب آدم‌ها.
  • انتخاب خوب، عملاً به معنی حل خیلی از مشکل‌های موجوده
  • و انتخاب بد، عملاً به معنی اضافه شدن کلی مشکل جدید به مشکلات گذشته ست.
وب معنايي
  • در جهان واقعی
    • هر چیزی ( هر شیئی ) معنا دارد.
    • هر رابطه‌ای که بین دو شیء باشد، این رابطه معنا دارد.
    • هر عملی که انجام می‌شود براساس این معنی‌ها و قواعد و قوانین موجود در محدوده‌ي مورد نظر و استنتاج روی آنها، صورت می‌گیرد.
  • برای این که مسأله‌ای توسط IT حل شود، باید به دنیای IT برده شود. انسان در نگاشت معانی (semantics) از دنیای واقعی به دنیاي فاوا مشکل دارد.
  • وب معنایی (Semantic Web) تلاشی در جهت رفع این مشکل است.
  • در دنیای IT، در هر کاری که با نگرش معنایی بخواهد انجام شود، باید سروکله بانک دانش (Knowledge base) و نتیجه گیری (Reasoning) پیدا شود.
کاهش آشفتگی ذهن
  • یک کار خوب برای کاهش آشفتگی ذهن، پایان‌دهی (حتی برای این مقطع زمانی) هر یک از موضوعاتی است که ذهن را مشغول کرده
    • مثلاَ با نوشتن عنوان آن موضوع روی کاغذ، و نوشتن چیزهای دیگه‌ای که در مورد همون موضوع هست، در اطراف موضوع اصلی.
    • این را نقشه‌ي ذهن یا Mind map می‌گویند. برای رسم این نقشه‌ها هم کلی ابزار کامپیوتری هست. از جمله نرم افزار MindMapper.
جزئیات از نظر کی؟
  • قبلاً صحبت شد که سطح تجرید، همون سطح وارد شدن در جزئیاته.
  • نظرم اینه که وارد جزئیات غیر ضروری نباید شد.
  • اما به جزئیاتی که برای مخاطب تو مهمه، باید توجه کنی، هرچند برای تو مهم نباشه.
تكيه
  • در ارائه، مثل هر کار دیگه، اول به آمادگی خودت و کارخوبی که برای آماده شدن کرده‌ای تکیه نکن؛ اول به کمک او تکیه کن.
فرصت اكنون
  • گذشته که گذشته؛ آینده هم که نیومده. پس هنر ما استفاده از حالاست ...
مخاطب دائمی
  • هر کاری که می‌کنی، می‌تونه مخاطبای مختلفی داشته باشه. اما دو تا از مخاطبا در تمام کارها هستند؛ بدون استثنا: یکی خودت و یک هم خدا. نذار مشتری‌های دائمی ناراحت باشند.
سد پر از آب
  • گذشته؛ مثل یک سد پر از آبه، هم میشه ازش بهره گرفت و هم میشه توش خفه شد. انتخاب با توست.
zotero
  • ابزار خوب تحقیق، برای نگهداری و استفاده‌ي مجدد از یافته‌ها، به ویژه برای مراجعه به مراجع و نمایش مراجع با استیل‌های مختلف.
  • ابزار Zotero مجانی است با firefox کار می‌کند؛ برای کار در محیط Word هم، ابزار اضافه کردنی (add-in) دارد.
انعطاف و پدر و مادر
  • پدر و مادر منعطف‌ترین موجودات دنیا در مقابل خواسته‌های تو هستند. تو در مقابل آنها، سخت‌ترین موضع رو نگیر.
  • حتی به شوخی هم صدات را برای پدر و مادر، مخصوصاً مادر، بلند نکن.
پايان‌دهي براي خود
  • پایاندهی خوب هر تعامل، بهترین ابزار برای ادامه دادن (و از سرگیری) مطلوب، ساده و سریع است؛ چه در قبال دیگران و چه در قبال خودمون. ضمن اینکه دیگران گاهی مخاطب ما هستند. ولی ما همیشه مخاطب خودمون هستیم.
خلاقیت و رابطه‌ي معنایی
  • عملاً هر خلاقیت، درک و ابراز یک رابطه‌‌ي معنایی است. معنایی که وجود داشته، و حالا فرد خلاق متوجه آن شده و به نحو مناسب اعلام کرده است.
اشتباه یا غلط؟
  • وقتی می‌دونم که اشتباه است و انجام می‌دم، این دیگه اشتباه کردن نیست؛ غلط کردنه.
اوج مدیریت دانش
  • اوج مدیریت دانش استفاده‌ي به جا (در زمان، مکان و مورد ) از دانش است.
  • بدون استفاده از دانش، بقیه‌ي فرایندهای مدیریت دانش، مثل کسب دانش و توزیع دانش، عملاً بی‌معنی و حتی اتلاف منابع است.
دانستن دلایل
  • برای بهترین پردازنده‌ي دنیا هم اگر فرایندهای زیادی را همزمان اجرا کنید، می‌تواند به نا کار آمدی منجر شود.
  • دانستن دلایل ناکارآمدی، متأسفانه نتیجه‌ي نا کارآمدی را کارآمد نمی‌کند.
كاسبي
  • وقتی داری خدمتی انجام می‌دی یا می‌بخشی، دقیقاً همون موقع هست که داری به دست میاری. خرابش نکن.
پول ارزان
  • در بسیاری از موارد، پول از ارزان‌ترین و ساده‌ترین هزینه‌هاست. در مقابلِ هزینه کردن آبرو، آرامش، اعتبار، سابقه، روحیه، زمان، رضایت، عزت و اعتماد به نفس و خیلی خیلی چیزهای دیگر.
  • به این ترتیب هزینه کردن موارد فوق برای پول، تکلیفش روشن هست. گرچه عملیاتی کردن این حرف‌ها ساده نیست.
امتحان ارائه مهم
  • دقت کن که امتحان هم یک ارائه است ...
در موقع امتحان
  • اصلاً فکر نتیجه نباش، فکر این نباش که اگر رد بشم چی میشه یا ... همه‌ي فکرهای مزاحم رو بریز دور...
ارائه‌ي كار
  • کاری که به مخاطبش ارائه نشده باشد، عملاً با انجام نشدنش برای او فرقی ندارد.
  • برای ارائه باید جداگانه کار کرد. غیر از کار روی محتواست.
فقط دوبار تذکر
  • وقتی طرف مقابل نظرت را متوجه شد و غیر از آن عمل می‌کند، تذکر مجدد جز ملال حاصلی ندارد؛ چه برای او و چه برای خودت.
محل کار
  • زمانی فکر می‌کردم، اگر جایی حرف مورد نیازی را متوجه نیستند، همین جا جای کار کردن است. حالا اصلاً این طور فکر نمی‌کنم. زمان باید بگذرد تا اهلیت درک حاصل شده باشد. وگرنه بخش اعظم تلاش (بیش از نود درصد) هدر می‌رود.
مشورت/ تصمیم
  • تمام نظرات را گوش بده. مخصوصاً مشورت کن و نظرات را بگیر. اما خودت برای خودت تصمیم گیری کن.
سن و نگرش
  • هرچه سن فرد بیشتر می‌شود، دیگران جوان‌تر به نظرش می‌رسند.
استفاده از ضرب المثل
  • ضرب ‌المثل آگاهی خلاصه شده و فشرده شده است. به عنوان جزئی از مدیریت دانش، به‌کارگیری عملی ضرب المثل‌ها مهم است. مثلاً "برای کسی بمیر که برات تب کنه"، برای هر صاحب‌کار و یا کارمندی مطلب دارد.
  • پیش بینی می‌کنم در آینده یکی از پیشرفت‌های تعیین‌کننده در علوم و مهندسی کامپیوتر سهولت‌های نمایش دانش و به ویژه نمایش ضرب المثل‌ها در کامپیوتر و استفاده از آن در استنتاج خواهد بود. انشاالله
ادامه و از سرگیری مطلوب
  • پایان‌دهی خوب هر تعامل، بهترین ابزار برای ادامه دادن (و از سرگیری) مطلوب، ساده و سریع است.
اول تدارک ابزار کنترل درستی
  • پدرم (ره) وقتی سفارش ساخت قالب - مثلاً کف کفش را می‌گرفت-  اول برمبنای الگوی سفارش داده شده، با دقت بسیار، از ورق آهن  نازک یک کفی آهنی درست می‌کرد و دسته‌ای برایش درست می‌کرد که بتواند به راحتی از آن استفاده کند.
  • وقی فولاد را در کوره سرخ می‌کرد و با چکش‌کاری آن را شکل می‌داد، درستی  پیشرفت کار را با آن کفی، کنترل و درصورت لزوم تصحیح می‌کرد.
درستی ابزار کنترل درستی
  • برای مثال، اگر قبله‌نما درست کار کند، یک ابزار کنترل درستی (validity check tool) بسیار خوب هست. اما بهتر هست درستی خود ابزار هم با آزمایش آن در جایی که قبله کاملاً معلوم هست، آزمایش شود.
مهندسی دامنه فعالیت و مهندسی کاربرد
  • مهندسی برای استفاده‌ي مجدد، ...
  • مهندسی با استفاده‌ي مجدد، ...
نقش ابزار کنترل درستی
  • نقش ابزارهای کنترل درستی (validity check tool) عبارت است از:
    • تشخیص درست از نادرست
    • سهولت آزمایش
  • و امکان کنترل توسط افراد غیر خبره
آزمايش چه چيزي؟

س: آزمایش روی محصول یا روی رفتار؟

ج : هردو

س : اصلاً از کار و زندگی و محصول و . . . ما، چیزی هست که آزمایش و اطمنیان از درستی نخواهد؟

ج : خیر، همه چیزها نیازمند آزمایش و اطمینان از درستی هستند.

تشخیص خطا کار هرکسی نیست
  • بدون تشخیص خطا، رفع خطا مطرح نیست.
  • تشخیص خطا به آزمایش احتیاج دارد و صرف هزینه و نیرو و تلاش
  • اگر کسی اشکالت را (سیستمت را) متذکر می‌شود، خیلی قدرش را بدان؛ او راه را برایت کوتاه کرده است.
پرهيز كردن

پرهیز کردن یعنی:

1. دانستن درست و غلط / باید و نباید

2. داشتن معیار برای تشخیص درست از غلط / باید از نباید

3. عمل درست براساس این معیار

دونکته‌ي اول نقش ابزار کنترل درستی (Validity check tool) را ایفا می‌کنند.

مشتري
  • کاری که می‌کنی برای کیه؟
    • آیا خودت مشتریش هستی؟
    • آیا خدا هم مشتریش هست؟
حداقل مخاطبان

در هرکاری که می‌کنیم، نادیده گرفتن هر کدام از مخاطب‌های زیر اشتباه است.

1. کسانی که از این خدمت استفاده می‌کنند (کاربر)

2. کسانی که برای این خدمت پرداخت می‌کند (صاحب‌کار/ مشتری)

3. و خود ما که انجام می‌دهیم

بازیافت بی‌ضابطه به صرفه نیست يك مثال...
استفاده‌ي مجدد بی‌ضابطه، به صرفه نیست استفاده‌ي مجدد بي‌ضابطه اساساً اقتصادي نيست...
فهرست کنترل (check list)
  • ما می‌توانیم فهرست‌های کنترل (Check list) مطلوب خودمان را تهیه و مبنای کار قرار دهیم. (که بهتر است با عرف اجتماع هم‌خوانی داشته باشد).
  • ما می‌توانیم استانداردها را دنبال کنیم.
ابزار اعتبارسنجي
  • تدارک ابزار اعتبار سنجی، یا در واقع تدارک ابزار کنترل درستی کارهامون به نظرم یک کار مهم و یک راه مهم افزایش کارایی هست. چون خطاها و درنتیجه دوباره‌کاری‌ها را کم می‌کند،  امکان استفاده‌ي مجدد از فعالیت‌ها را افزایش می‌دهد و موجب هم‌خوانی فعالیت‌هاي مختلف با يکدیگر می‌گردد.
روي خط
  • خط‌کشی‌های توی جاده؛ مثل خط‌کشی‌های  روی کاغذ،  باعث می‌شوند که کج و کوله نرویم و ننویسیم. در واقع به عنوان ابزار اعتبار سنجی (validity check tool) عمل  می‌کنند. البته این به شرطی هست که  به فکر کنترل درستی کارهامون و تدارک ابزار برای آن باشیم.
کاهش مشکلات همکاری

به نظرم در تعاملات انسانی هم یک نقطه‌ي مشکل زا، همین لحظه‌های تعامل، و عامل بروز مشکل،در واقع ناهمخوانی بین آن چیزی است که مبادله می‌شود...

راه مؤثرتر کردن آزمایش
  • راه مؤثرتر کردن آزمایش، همان راه کاهش هزینه‌های آزمایش است. یعنی انجام زودتر آزمایش، در مراحل قبل تر.
راه كاهش هزينه‌هاي آزمايش آزمایش مجانی نیست. به زمان، تلاش و بودجه نیاز دارد. مهمترین و مؤثرترین راه برای کاهش هزینه‌های آزمایش ...
آزمايش مؤثر
  • آزمایش مؤثر از نظر من آزمایشی است که:
    • یا گویای سلامت و نبود مسأله باشد،
    • و اگر گویای مسأله است، با اقدامات مناسب، حل مسأله در آینده عملی باشد.
کاهش حیرت
  • خیلی از وقت کم آوردن‌ها در انتها، به اول کار برمی‌گرده:
    • به دلیل حیرت در ابتدا،
    • گاهی هم، به دلیل دست کم گرفتن کار.
  • ریشه‌ي هردو هم بی‌اطلاعیه. و راه‌ حل هر دو هم کسب اطلاع ( مثلاً با مطالعه، مشورت، گشت در وب و دیدن کارهای خوب مرتبط).
با اندازه!
  • اگر به خودت نرسی، نمی‌توانی به دیگران برسی؛
  • اگر زیادی مشغول خودت هم باشی، نمی‌توانی به دیگران بررسی.
هماهنگ‌كننده هر کار اجرایی هم (همانند كامپيوتر)، در هر سطحی، از جمله زندگی خودمان، به این بخش نیاز دارد...
نقش متخصص IT
  • مهمترین نقش یک متخصص IT، افزایش (نظام‌مند) بهره‌وری است:
    • در حیطه‌ي مسألیت؛
    • با استفاده از IT؛
    • و با عملکرد نظام‌مند.
  • حداقل برای خودش.
ضرورت تغییر
  • بدون تغییر، حداکثر همانی هستی که هستی، برای رشد باید تغییر کنی. نترس
اصل محلیت مراجعات و تفکر جانبی یک راه مهم دیدن نکات جدید، حرکت عمدی و نقض عمدی اصل محلیت مراجعات است ...
اصل محليت مراجعات در مراجعات انسان (یا در مراجعات هریک از فرایندهای جاری انسان؛ و هر موجودی)، به موجودیت‌های مختلف نیز اصل محلیت مراجعات حاکم است ...
قواعد طلايي ارتباط قواعد طلایی در طراحی واسط کاربر برای نرم‌افزار بسیار فراتر از نرم‌افزار، و حداقل در ارتباط‌های افراد با یکدیگر نیز قابل استفاده است ...
براي مديريت دانش خود من چه مي‌دانم؟ آيا مي‌دانم كه چه مي‌دانم و چه نمي‌دانم؟ ...
يك راه توليد دانش

یک راه تولید دانش، ارائه‌ي جديد است؛ مثلاً:

• با توجه به مخاطبين جديد؛

• با ساختار جديد.

Structure of HP Template
مديريت دانش و خانواده‌درماني موضوع خانواده‌درماني به شدت درگير كار با دانش است ...
مديريت دانش دانش يكي از مهمترين منابع مورد نياز و همچنين يك محصول مهم انسان است. ...
اداره‌ي وقفه‌هاي انساني نکته‌ي بسیار مهم در مورد وقفه‌هایی که توسط انسان ایجاد می‌شود این است که اساساً درست کردن روتین خدماتی برای آن معنی ندارد. ...
براي برخورد با تنوع و تعدد از راه حل اصلی برای برخورد با تنوع و تعدد اقداماتی که شخص باید انجام دهد: ...
فاصله ننداز! آقا در نگارش، و اساساً هرکار فکری، فاصله‌ي طولانی ننداز. ...
كاربرد وب معنايي در زندگي عادي

 

نماز كمك به يادآوري نماز...
Semantic Contemporary System Lab

1. Introduction/ Definition

2. Goals / Research lines

3. Audience

4. Why this lab is needed?

5. Background

6. Is it my business?

7. Requirement

طرح پيشنهادي براي انجمن علمي، فرهنگي موج نور اصفهان
  • تسهيل زندگي كم‌بينايان و نابينايان
    • عامل ساده كاري آنان با بينايان
    • وجود يك سامانه‌ي غيردولتي خلاق و مولد تحقيق علمي، براي كار در اين راستا
    • پيگيري براي به ‌كارگيري راه حل در سطح ملي و بين‌المللي
تعريف فيلم براي نابينايان متأسفانه نابينا نمي‌تواند از لذت بصري فيلم يا نمايش بهره‌مند شود. ولي نبايد از منافع داستان و پيام فيلم و به ويژه از لذت حضور در جمع افراد خانواده يا دوستان، به دليل فيلم ديدن آنها، بي‌بهره باشد. در جهت كاهش اين مشكل نابينايان، مطلب زيركه بيشتر براي همراهان بينا نوشته شده است، شايد كمك كننده باشد...
 
كليه‌ي حقوق مادي و معنوي نزد دكتر محسن صديقي مشكناني محفوظ مي‌باشد
Copyright © 2008, All rights reserved. powered by Ali Shafie
آمار از تاريخ 27 ديماه 88 |